کد مطلب: 868 | تاریخ مطلب: 24/11/1399
  • تلگرام
  • Google+
  • Cloob
  • نسخه چاپی

میگُساران

میگُساران

عاشقـــــــان روی او را خانــه و کاشانه نیست
مرغ بال و پر شکسته، فکر باغ و لانه نیست

گـــــر اسیر روی اویی؛ نیست شو، پروانه شو
پای‏بنـــد ملک هستی، در خور پروانه نیست

میگساران

‏‎ ‏

‏‏عاشقان روی او را خانه و کاشانه نیست‏

‏‏مُرغ بال و پر شِکسته فکر باغ و لانه نیست

‏

‏‏گر اسیر روی اویی نیست شو پروانه شو‏

  ‏پای بَند ملک هستی در خور پَروانه نیست

‏

‏‏می گساران را دل از عالم بُریدن شیوه است

‏  ‏آنکه رنگ و بوی دارد لایق میخانه نیست

‏

‏‏راه علم و عقل با دیوانگی از هم جُداست‏ 

 ‏بستۀ این دانه ها و این دامهٰا دیوانه نیست

‏

‏‏مَست شو دیوانه شو از خویشتن بیگانه شو‏

‏‏آشنا با دوست راهش غیر این بیگانه نیست

. انتهای پیام /*

کلید واژه