کد مطلب: 3294 | تاریخ مطلب: 02/06/1400
  • تلگرام
  • Google+
  • Cloob
  • نسخه چاپی

گزیده ای از توصیه امام به دولتمردان

گزیده ای از توصیه امام به دولتمردان

به مناسبت هفته دولت

گزیده ای توصیه امام به دولتمردان

«رئیس دولت با سایر افراد ملت فرق نداشته است؛ رئیس دولت در زمان رسول اللَّه- صلی اللَّه علیه و آله و سلم- خود پیغمبر بود، و وضع و رفتارش با مردم به این طور بود که در مسجد وقتی که تشریف داشت و اشخاص هم بودند، اگر کسی از خارج مجلس وارد می‌شد و غریبه بود نمی‌‏دانست رئیس دولت کدام یک از اینهاست و می‌‏پرسید کدام هستید. تشریفات به این معنا که در بین طاغوت بوده است، هرگز نبوده است. رئیس دولت در زمان حضرت امیر- سلام اللَّه علیه- در محضر قاضی حاضر شد، و با آن یهودی که ادعا داشت- یا ایشان ادعا داشتند- طرح دعوا کردند و قاضی وقتی که خواست احترامی از حضرت امیر‌المؤمنین بکند، ایشان گفتند حق نداری؛ در محضر قضا ما یکی هستیم. و بعد هم حکم را علیه او- علیه حضرت امیر- داد و ایشان تسلیم شدند. اسلام [دارای‏] یک همچو امری است؛ اسلام یک همچو آزادی، یک همچو دموکراسی دارد. کجا همچو امری است؟ در کجا سراغ دارید که رئیس دولت را در محضر قاضی که از [طرف‏] خود او نصب شده است حاضر کند و به دادخواهی با یک یهودی احضار کند و حاضر بشود و تسلیم قاضی باشد؟ در کدام مملکت- این مملکتهایی که ادعای آزادی و دموکراسی می‌‏کنند- سراغ دارید؟ بیاورید نظیر این را.»(صحیفه امام، ج‏7،ص 126)

آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد، آن روز است که باید ما فاتحۀ دولت و ملت را بخوانیم. آن روزی که رئیس جمهور ما خدای نخواسته، از آن خوی کوخ نشینی بیرون برود و به کاخ نشینی توجه بکند، آن روز است که انحطاط برای خود و برای کسانی که با او تماس دارند پیدا می شود. آن روزی که مجلسیان خوی کاخ نشینی پیدا کنند خدای نخواسته، و از این خوی ارزندۀ کوخ نشینی بیرون بروند، آن روز است که ما برای این کشور باید فاتحه بخوانیم. ما در طول مشروطیت از این کاخ نشینها خیلی صدمه خوردیم. مجلسهای ما مملو از کاخ نشین بود و در بینشان معدودی بودند که از آن کوخ نشینها بودند، و همین معدودی که از کوخ نشینها بودند از خیلی از انحرافات جلو می گرفتند و سعی می کردند برای جلوگیری. آن روزی که توجه اهل علم به دنیا شد و توجه به این شد که خانه داشته باشم چطور، و زرق و برق دنیا خدای نخواسته در آنها تأثیر بکند، آن روز است که باید ما فاتحۀ اسلام را بخوانیم. (صحیفه امام، ج 17، ص 376ـ377)

اینها خیال نکنند که ما [رئیس] حکومت هستیم، و ما رأس هستیم و ما وزیر هستیم و ما نخست وزیر هستیم و ما رئیس جمهور هستیم و ما باید هر کاری دلمان بخواهد بکنیم. نه، مملکت اسلامی است، نه طاغوتی. مملکت اسلامی را به طاغوت نکشید. من خوف این را دارم که ـ خدای نخواسته ـ اگر این امور زیاد انباشته بشود، یکوقت همان مسائلی پیش بیاید که مردم با طاغوت عمل کردند. طاغوت برای خاطر اینکه پسر کی بود و نوۀ کی بود که نبود؛ برای اعمالش بود. اگر اعمال ما هم یک اعمال طاغوتی باشد، برای خود باشد، نه برای ملت، دعوا بکنیم سر خودمان، نه برای مصالح ملت، این همان طاغوت است. منتها به یک صورت دیگری درآمده، اما طاغوت است. طاغوت هم مراتب دارد. یک طاغوت مثل رضاخان و محمدرضاخانمان و یک طاغوت هم مثل کارتر و امثال آنهاست. یک طاغوت هم مثل ماهاست. همه از جند ابلیس می شویم. شما فکر این ملت، فکر این زاغه نشین ها، فکر این مردمی که همه چیزشان را دادند و شما را به مسند نشاندند، فکر آنها را بکنید. شب وقتی خلوت می کنید، فکر بکنید که من امروز که کار کردم برای خودم کردم یا برای مردم. امروز که صحبت می کنم برای خودم صحبت می کنم یا برای مصالح کشور. (صحیفه امام، ج 13، ص 200)

من به همۀ مسئولین و دست اندرکاران سفارش می کنم که به هر شکل ممکن وسایل ارتقای اخلاقی و اعتقادی و علمی و هنری جوانان را فراهم سازید؛ و آنان را تا مرز رسیدن به بهترین ارزشها و نوآوریها همراهی کنید؛ و روح استقلال و خودکفایی را در آنان زنده نگه دارید. مبادا اساتید و معلمینی که به وسیلۀ معاشرتها و مسافرت به جهان به اصطلاح متمدن، جوانان ما را که تازه از اسارت و استعمار رهیده اند، تحقیر و سرزنش نمایند و خدای ناکرده از پیشرفت و استعداد خارجیها بت بتراشند و روحیۀ پیروی و تقلید و گدا صفتی را در ضمیر جوانان تزریق نمایند. به جای اینکه گفته شود که دیگران کجا رفتند و ما کجا هستیم به هویت انسانی خود توجه کنند و روح توانایی و راه ورسم استقلال را زنده نگه دارند. ما در شرایط جنگ و محاصره توانسته ایم آنهمه هنرآفرینی و اختراعات و پیشرفتها داشته باشیم. ان شاءاللّه  در شرایط بهتر زمینۀ کافی برای رشد استعداد و تحقیقات را در همۀ امور فراهم می سازیم. (صحیفه امام، ج 21، ص 96)

مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطۀ شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت ـ ارواحنافداه ـ است که خداوند بر همۀ مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظه ای مسئولین را از وظیفه ای که بر عهده دارند منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در ادارۀ هر چه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند. (صحیفه امام، ج 21، ص 327)

«حکومت اسلامی که ما می خواهیم یک همچو چیزی ما می خواهیم که آن کسی که در رأس است، آن هم با مردم رفیق باشد. و بنشیند و خودش را نگیرد؛ در بین مردم بنشیند با آنها صحبت بکند؛ هر کس حاجتی دارد به او بگوید، وقت داشته باشد با او صحبت بکند. آن هم که رئیس ارتش است و آن هم که رئیس شهربانی است و آن هم که رئیس ژاندارمری است، آن هم در بین مردم همان طور باشد. وارد بشود بین مردم، نه او از مردم وحشت کند؛ نه مردم از او وحشت بکنند. این باید دستور باشد برای همه حکومتها و ملتها. وقتی یک حکومت این طور شد، ملت دنبالش است؛ ملت حافظش است. همان طور که او حافظ ملت است، ملت هم حافظ او هستند. و ما می خواهیم یک همچو چیزی پیدا بشود که ملت حافظ دولت به همه جهات باشد؛ دولت هم حافظ منافع ملت به همه جهات باشد. اگر یک همچو چیزی شد، یک مملکت آرامی [پدید می آید ] که هیچ کس هم نمی تواند در آن تصرف بکند.»صحیفه امام، ج 8، ص: 351

 «دولت شما دولت محرومین است، یعنی، باید برای محرومین کار بکنید» (صحیفه امام؛ ج‏19، ص 34)

«خدا نیاورد آن روزی را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه دارها گردد و اغنیا و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشتری برخوردار شوند» (صحیفه امام؛ ج 20، ص 341)

«ما در فکر این باشیم که برای خدا کار بکنیم و نصرت دین خدا بکنیم» (صحیفه امام؛ ج‏19، ص‏9)

«به شما آقایان عرض می‏ کنم که توجه به این معنا داشته باشید، این مقامات بعد از چند روزی دیگر تمام می‏ شود» (صحیفه امام؛ ج 20، ص 125)

«از اهم مسائلی که باید تذکر بدهم، مسأله ‏ای است که به همۀ روحانیت و دست ‏اندرکاران کشور مربوط می‏ شود، و همیشه نگران آن هستم که مبادا این مردمی که همه چیزشان را فدا کردند و به اسلام خدمت نموده و به ما منّت گذاشتند، به واسطۀ اعمال ما از ما نگران بشوند» (صحیفه امام؛ ج 19، ص 317)

«هان! ای متصدیان و دولتمردان از ردۀ به اصطلاح بالا تا پایین، بهوش باشید که در دوراهی سعادت و شقاوت قرار دارید» (صحیفه امام؛ ج 19، ص 157)

«خطر، بزرگ است و مسئولیت بزرگ، مسئولیت من و آقایان زیادتر از شماست. مسئولیت شما هم بزرگ است، از تحت این مسئولیت باید صحیح بیرون بیاییم. اصلاً امتحان است، خداوند یک نعمت بزرگی به شما داده است، و الآن تحت امتحان هستید» (صحیفه امام؛ ج‏8، ص 490ـ491)

شما در عین اینکه باید تمام توان خودتان را بگذارید که خلاف شرعی صورت نگیرد ـ و خدا آن روز را نیاورد ـ باید تمام سعی خودتان را بنمایید که خدای ناکرده اسلام در پیچ و خمهای اقتصادی، نظامی، اجتماعی و سیاسی، متهم به عدم قدرت ادارۀ جهان نگردد. خداوند به همۀ اعضای محترم مجمع تشخیص مصلحت توفیق دهد تا هرچه بهتر به اسلام خدمت کنید. (صحیفه امام، ج 21، ص 218)

. انتهای پیام /*