کد مطلب: 3269 | تاریخ مطلب: 16/12/1399
  • تلگرام
  • Google+
  • Cloob
  • نسخه چاپی

جام چشم

جام چشم

تاراج کرد روی گُلش هستی مرا‏

‏‏افزود چشم می زده اش مستی مرا‏

‏‏افروخت آتشی به روانم ز غمزه اش‏

‏بَر باد داد سرکشی و پستی مرا

جام چشم‏

‏‏تاراج کرد روی گُلش هستی مرا‏

‏‏افزود چشم می زده اش مستی مرا‏

‏‏افروخت آتشی به روانم ز غمزه اش‏ 

 ‏بَر باد داد سرکشی و پستی مرا‏

‏‏افشاند زلف خم خم و چین چین خویش را‏ 

 ‏خم کرد قامت من و تردستی مرا‏

‏‏آن دم که با صراحی می سوی من دوید‏ 

 ‏برکند هستی من و سرمستی مرا

. انتهای پیام /*

کلید واژه