کد مطلب: 3245 | تاریخ مطلب: 26/07/1399
  • تلگرام
  • Google+
  • Cloob
  • نسخه چاپی

گواه دل

گواه دل

سٰاغر از دست ظریف تو گُناهی نبود‏

‏‏جُز سر کوی تو ای دوست! پناهی نبود‏

‏‏درِ اُمّید ز هر سوی به رویم بسته است‏

‏جُز در میکده، اُمّید به راهی نبود

گواه دل‏

‏‏سٰاغر از  دست ظریف تو گُناهی نبود‏

‏‏جُز سر کوی تو ای دوست! پناهی نبود‏

‏‏درِ اُمّید ز هر سوی به رویم بسته است‏  

‏جُز در میکده، اُمّید به راهی نبود‏

‏‏آنکه از بادۀ عشق تو لبی تازه نمود‏

  ‏ملک هستی بر چشمش پرِ کاهی نبود‏

‏‏گر تو در حلقۀ رندان نظری ننمایی‏ 

 ‏به نگاهت، که در آن حلقه نگاهی نبود‏

‏‏جان فدای صنم باده فروشی که بَرَش‏ 

‏هستی و نیستی و بنده و شاهی نبود‏

‏‏نظری کُن که نباشد چو تو صاحبنظری

‏  ‏به مریضی که دَر او جُز غم و آهی نبود‏

‏‏عاشقم عاشق دلسوخته از دوری یار‏

‏‏در کفم جُز دل افسرده گواهی نبود

. انتهای پیام /*

کلید واژه