کد مطلب: 3347 | تاریخ مطلب: 10/06/1399
  • تلگرام
  • Google+
  • Cloob
  • نسخه چاپی

دیدگاه امام خمینی نسبت به مجالس روضه و عزاداری امام حسین(ع)

دیدگاه امام خمینی نسبت به مجالس روضه و عزاداری امام حسین(ع)

دیدگاه امام خمینی نسبت به مجالس روضه و عزاداری امام حسین(علیه‏السلام)

 اسلام را تا حالایی که شما می بینید ... سیدالشهدا زنده نگه داشته است ... ما که دنبال او هستیم و مجالس عزا از آن وقت به امر حضرت صادق‏(علیه‏السلام) به سفارش ائمه هدیٰ(علیهم‏السلام)، ما بپا می کنیم این مجالس عزا را، ... مقابل ظلم است. مقابل ظلم ستمکاران، ما زنده نگه داشتیم، خطبای ما زنده نگه داشتند قضیه کربلا را و قضیه مقابله یک دسته- یک دسته کوچک ولی با ایمانی بزرگ- در مقابل یک رژیم طاغوتی بزرگ، گریه کردن بر شهید، نگه داشتن، زنده نگه داشتن نهضت است، اینکه در روایت است که کسی که گریه بکند و یا بگریاند یا به صورت گریه ‏دار خودش را [در بیاورد] این جزایش بهشت است، این برای این است که حتی آنی که با صورت گریه دار خودش را [درمی آورد]، این نهضت را دارد حفظ می کند، این نهضت امام حسین(علیه‏السلام) را حفظ می کند. ملت ما را این مجالس حفظ کرده. بی خود نبود که رضاخان، تمام مجالس را قدغن کردند، این همین طوری نبود. رضاخان همچو نبود که اصل مخالف با این مسائل بشود، رضاخان مأمور بود ... آنهایی که کارشناس بودند ... دشمن های ما که مطالعه کرده بودند در حال ملتها و ملت شیعه، می دیدند آنها که تا این مجالس هست و تا این نوحه سرایی های بر مظلوم است و تا آن افشاگری ظالم هست، نمی ‏توانند برسند به مقاصد خودشان، زمان رضاخان قدغن کردند بطوری که تمام مجالس در ایران قدغن شد، کارهای خودشان را انجام دادند، دست اهل منبر را، دست علما را بستند و نگذاشتند که اینها تبلیغات خودشان را بکنند و آنها تبلیغات را از آن طرف شروع کردند و ما را به عقب راندند و تمام مخازن ما را به چپاول بردند، در زمان محمد رضا هم به همین معنا منتها با فرم دیگر ... نه با آن طور سرنیزه، نه یک جور دیگر این طایفه را می خواستند کنار بگذارند ... حالا یک دسته‏ای آمده ‏اند می گویند که نه، دیگر روضه نخوانید، نمی فهمند اینها که روضه یعنی چه، اینها ماهیت عزاداری را نمی دانند چیست ... نمی دانند که گریه کردن بر عزای امام حسین، زنده نگه داشتن نهضت و زنده نگه داشتن همین معنا که یک جمعیت کمی در مقابل امپراتوری بزرگ ایستاد. دستور است این، دستور عمل امام حسین(سلام الله علیه)، دستور است برای همه: کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا دستور است به اینکه هر روز و در هر جا باید همان نهضت را ادامه بدهید، همان برنامه را.

صحیفه امام، ج‏10، ص:313- 315

گریه کردن بر شهید؛ نگه داشتن زنده نگه داشتن نهضت است اینکه‏‎ ‎‏در روایت هست که کسی که گریه بکند یا بگریاند، یا به صورت‏‎ ‎‏گریه دار خودش را بکند، این جزایش بهشت است. این برای این است که‏‎ ‎‏حتی آنی که با صورت گریه دار خودش را، صورتش را می کند یک‏‎ ‎‏حال حزن به خودش می دهد و صورت گریه دار به خودش می دهد، این‏‎ ‎‏نهضت را دارد حفظ می کند؛ این نهضت امام حسین ـ سلام الله علیه ـ را‏ ‏حفظ می کند.

‏صحیفه امام، ج‏10، ص:314‏

‏ ‏

‏ما تا ابد هم اگر برای سیدالشهدا گریه بکنیم، برای سیدالشهدا نفعی‏‎ ‎‏ندارد، برای ما نفع دارد، همین نفع دنیایی اش را شما حساب بکنید،‏‎ ‎‏آخرتی اش جای خودش، همین نفع دنیایی اش را حساب کنید و همین‏‎ ‎‏جهت روانی مطلب را که قلوب را چطور به هم متصل می کند.

صحیفه امام، ج‏11، ص:100

 ما باید در مقابل آنها (مخالفان اسلام) هر روز کوششمان را، دفاع از حق و حقیقت را افزون کنیم. باید ماها و شماها در گفتاری که داریم و خصوصاً در این ماه محرم و صفر که ماه برکات اسلامی است و ماه زنده نگه داشتن اسلام است باید ماه محرم و صفر را زنده نگه داریم به ذکر مصائب اهل بیت(علیهم‏السلام) که با ذکر مصائب اهل بیت(علیهم‏السلام) زنده مانده است این مذهب تا حالا، با همان وضع سنتی، با همان وضع مرثیه سرایی و روضه ‏خوانی.

صحیفه امام، ج‏15، ص:330

«روضه سیدالشهدا برای حفظ مکتب سیدالشهدا است ... با این روضه ‏ها، با این منبرها و با این مصیبت ها و با این سینه زنیها ما را حفظ کردند. تا حالا آوردند اسلام را. این عده از جوانهایی که اینطور نیستند که سوءنیت داشته باشند، خیال می کنند حالا باید حرف روز را بزنیم. حرف سیدالشهدا، حرف روز است. همیشه حرف روز است، اصلاً حرف روز را سیدالشهدا آورده دست ماها داده و سیدالشهدا را این گریه ها حفظ کرده است مکتبش را، این مصیبتها و داد و قالها حفظ کرده، این سینه زنیها و این دستجات اینها حفظ کرده. اگر فقط مقدسی بود و توی اتاق و توی خانه می نشست برای خودش و هی زیارت عاشورا  می خواند و هی تسبیح می گرداند، نمانده بود چیزی، هیاهو می خواهد، هر مکتبی هیاهو ... باید پایش سینه بزنند، هر مکتبی تا پایش سینه زن نباشد، تا پایش گریه کن نباشد، تا پایش تو سر و سینه زدن نباشد، حفظ نمی شود ... ما باید یک شهیدی که از دستمان می رود علم بپا کنیم، نوحه‏ خوانی کنیم، گریه کنیم، فریاد بکنیم ... این یک میتینگ و فریادی است برای احیای مکتب سیدالشهدا ... همین‏ هاست که نهضت را پیش برده. اگر سیدالشهدا نبود، این نهضت هم پیش نمی برد، سیدالشهدا همه جا هست. کل ارض کربلا همه جا محضر سیدالشهدا است ... اگر سیدالشهدا نبود، یزید و پدرش و اعقابشان اسلام را نسی کرده بودند، اگر نسیان شده بود، یک رژیم طاغوتی در خارج منعکس شده بود ... اگر حال من و تو هم بودیم مُسلِم طاغوتی بودیم نه مُسلِم امام حسینی ... نه این است که من باب اتفاق رضاخان آمد منبرها را نگذاشت و محرابها را جلویش را گرفت و روحانیون را متحدالشکل کرد. نخیر مسأله نقشه بود نقشه اینکه این قوه را بکوبند، این قوه محراب و منبر را که از آن می آید یکدفعه یک ملت را هُل بدهد به یک طرف و یک همچو سلطنتی را از بین ببرد، این را از بین ببرند. این قدرت را از دست ما بگیرند. نمی دانند این قشرهای سیاسی که چه خدمتی این منبر، این محراب به این کشور کرده.»

صحیفه امام، ج‏8، ص: 526-528

عمق ارزش مجلسهای عزاداری، کم معلوم شده است و شاید پیش بعضی‏‎ ‎‏هیچ معلوم نشده است. اینکه در روایات ما برای یک قطره اشک برای‏‎ ‎‏مظلوم کربلا آنقدر ارزش قائلند، حتی برای تباکی ـ به صورت گریه‏‎ ‎‏درآمدن ـ ارزش قائلند،‏ نه از باب این است که سید مظلومان احتیاج به‏‎ ‎‏این کار دارد و نه آن است که فقط برای ثواب بردن شما و مستمعین شما‏‎ ‎‏باشد. گرچه همه ثوابها هست، لکن چرا این ثواب برای این مجالس عزا‏‎ ‎‏آنقدر عظیم قرار داده شده است، و چرا خداوند تبارک و تعالی برای‏‎ ‎‏اشک و حتی یک قطره اشک و حتی تباکی، آنقدر ثواب داده است؟ کم کم‏‎ ‎‏مسأله از دید سیاسی اش معلوم می شود و ان شاءالله بعدها بیشتر معلوم‏‎ ‎‏می شود. ‏

‏اینکه برای عزاداری، برای مجالس عزا، برای نوحه خوانی، برای‏‎ ‎‏اینها، اینهمه ثواب داده شده است، علاوه بر آن امور عبادیش و‏‎ ‎‏روحانیش، یک مسأله مهم سیاسی در کار بوده است. آن روزی که این‏‎ ‎‏روایات صادر شده است، روزی بوده است که این فرقۀ ناجیه مبتلا بودند‏‎ ‎‏به حکومت اموی و بیشتر عباسی و یک جمعیت بسیار کمی، یک اقلیت‏‎ ‎‏کمی در مقابل قدرتهای بزرگ در آن وقت، برای سازمان دادن به فعالیت‏‎ ‎‏سیاسی این اقلیت، یک راهی درست کردند که این راه، خودش سازمانده‏‎ ‎‏است و آن، نقل از منابع وحی ‏‏[‏‏است‏‏]‏‏ به اینکه برای این مجالس اینقدر‏‎ ‎‏عظمت است و برای این اشکها آنقدر در دور و برِ این اشکها و عزاداریها،‏‎ ‎‏شیعیان با اقلیت آنوقت اجتماع می کردند و شاید بسیاری از آنها هم‏‎ ‎‏نمی دانستند مطلب چه هست، ولی مطلب، سازماندهی به یک گروه‏‎ ‎‏اقلیت در مقابل آن اکثریتها ‏‏[‏‏بود‏‏]‏‏. و در طول تاریخ، این مجالس عزا که یک‏‎ ‎‏سازماندهی سرتاسری ‏‏[‏‏در‏‏]‏‏ کشورها است، کشورهای اسلامی است و در‏‎ ‎‏ایران که مهد تشیع و اسلام و شیعه است، در مقابل حکومتهایی که پیش‏ ‏می آمدند و بنای بر این داشتند که اساس اسلام را از بین ببرند، اساس‏‎ ‎‏روحانیت را از بین ببرند، آن چیزی که در مقابل آنها، آنها را می ترساند،‏‎ ‎‏این مجالس عزا و این دستجات بود.

صحیفه امام، ج‏16، ص:343-344

بچه ها و جوانان ما خیال نکنند که مسأله، مسألۀ ملت گریه است، این را دیگران القا کردند به شماها که بگویید ملت گریه. آنها از همین گریه ها می ترسند. برای اینکه گریه ‏ای است که گریه بر مظلوم است، فریاد مقابل ظالم است. دسته هایی که بیرون می آیند، مقابل ظالم هستند، قیام کرده ‏اند. اینها را باید حفظ کنید، اینها شعائر مذهبی ماست که باید حفظ بشود. اینها یک شعائر سیاسی است که باید حفظ بشود. بازیتان ندهند این قلم‏فرساها، بازیتان ندهند این اشخاصی که با اسماء مختلفه و با مرامهای انحرافی می خواهند همه چیز را از دستتان بگیرند ... بازی این بزرگها را نخورید، اینها خیانتکارند، اینهایی که تزریق می کنند به شما ملّت گریه، ملّت گریه، اینها خیانت می کنند. بزرگهایشان و اربابهایشان از این گریه می ترسند

صحیفه امام، ج‏10، ص:315- 316

چنانچه واقعاً بفهمند و بفهمانند که مسأله چه هست و این عزاداری برای چه هست و این گریه برای چه اینقدر ارج پیدا کرده و اجر پیش خدا دارد، آن وقت ما را ملت گریه نمی گویند، ما را ملت حماسه‏ می گویند ... اگر روشنفکران ما فهمیده باشند که این مجالس و این دعاها و این ذکرها و این مجالس مصیبت جنبۀ سیاسی و اجتماعی ‏اش چیست، نمی گویند که برای چه این کار را بکنیم. تمام روشنفکرها و تمام غربزده ها و تمام قدرتمندها اگر جمع بشوند، نمی توانند یک پانزده خرداد را ایجاد کنند ... این مسأله را باید آقایان خطبا و ائمه جماعات و جمعه درست، بیشتر از آنقدری که من می دانم، برای مردم تشریح کنند، تا اینکه گمان نکنند که ما یک ملت گریه هستیم، ما یک ملتی هستیم که با همین گریه ها یک قدرت دو هزار و پانصد ساله را از بین بردیم.

صحیفه امام، ج‏16، ص:346- 347

 

 

. انتهای پیام /*