کد مطلب: 3579 | تاریخ مطلب: 11/10/1399
  • تلگرام
  • Google+
  • Cloob
  • نسخه چاپی

مصاحبه با حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی پیرامون چگونگی ابلاغ و تحلیل پیام حضرت امام خمینی (ره) به گورباچف

مصاحبه با حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی  پیرامون چگونگی ابلاغ و تحلیل پیام حضرت امام خمینی (ره) به گورباچف

حضرت امام خمینی (سلام الله علیه) پیام مهمی خطاب به میخائیل گورباچف (صدر هیأت رئیسه اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی) یازدهم دیماه 1367 برابر با اولین روز سال 1919، صادر کردند.

 هیاتی به سرپرستی آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی به عنوان یک فقیه و حکیم الهی، و  دکتر محمد جواد لاریجانی به عنوان یک دیپلمات و خانم مرضیه حدیدچی (دباغ) به عنوان نماد یک زن مسلمان، مبارز و انقلابی پیام امام را تسلیم گورباچف نمودند .


 نامه حضرت امام به گورباچف

مصاحبه با حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی (دامت برکاته) پیرامون چگونگی ابلاغ و تحلیل پیام حضرت امام خمینی (ره) به گورباچف


با تشکر از حضور حضرتعالی در این برنامه ، به عنوان اوّلین سئوال خواهش می کنیم ضمن تحلیل کلّی محتوای پیام امام ، بفرمائید به نظر شما مهم ترین محور پیام امام چه بود ؟

 

أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشِّیطانِ الرَّجیم . بِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم . مهم ترین محور پیام امام راحل (رضوان الله علیه) دعوت به جهان بینی توحیدی بود . یعنی نظام اِلحاد شوروی را به این تمدّن اصیل فرا خوانده اند . در حقیقت این طلیعة گفتگوی تمدّن ها بود که امام راحل بنیانگذار همین فکر بود . و یکی از بهترین راه های صدور انقلاب هم ارائة همین جهان بینی است . آنها را به توحید دعوت کرده است ؛ زیرا نظام شوروی سابق با یک سلسله علوم انسانی و علوم تجربی و کارهای دیگری زندگی سیاسی اش را اداره می کرد . و هیچ کدام از اینها بدون جهان بینی صحیح سودمند نیست . امام راحل اینها را به جهان بینی توحیدی دعوت کرده است .

 

علوم انسانی پیش فرض های فراوانی دارد ، که مهم ترین آنها شناخت انسان است . انسان شناسی هم بدون شناختن روح و روانشناسی الهی میسور نیست . روانشناسی و اثبات تجرّد روح و فطرت و پایداری روح فطری بدون هستی شناسی ممکن نیست . و بهترین روش برای هستی شناسی ، همان هستی شناسی الهی و توحیدی است که نظام هستی را به واجب و ممکن تقسیم می کند ؛ که واجب مبدأ آفریدگار است و همة موجودات مخلوق او و مربوب اویند .

و اگر کسی این جهان بینی نداشته باشد ، بسیاری از پیش فرض های علوم انسانی او ناتمام است . در علوم تجربی هم به شرح ایضاً . گرچه علوم تجربی مستقیم اند ، به انسان شناسی وابسته نیست ؛ ولی کاربردش در قلمرو انسان شناسی است . بدون شناخت انسان ، کیفیّت بهره برداری از آنها هم ممکن نیست . سیاست ها و حقوق و مانند آن ، اینها جزء علوم انسانی است که بدون شناخت جهان و حقیقت انسان و حقیقت آفرینندة جهان میسّر نیست .

 

لذا امام راحل (رضوان الله علیه) در این محور که اساس توحید بود ، پیامی را تدوین کردند و ارسال کردند . لذا در آنجا قانون علیّت و معلولیّت ، تجرّد روح و مانند آن را اشاره کردند ؛ که اینها فرا حسّی اند . یعنی ما باید در شناخت مان چیزهائی را داشته باشیم که معیار شناخت مان را حس و تجربه ندانیم ! بلکه هم حس و تجربه بدانیم ، هم عقل بدانیم ، و هم قلب و شهود بدانیم ؛ و هم نقل صحیح از عقل ، یا نقل صحیح از قلب و شهود تلقّی کنیم .

یک نظام حسّی و مادّی ، معیار شناختش حس است . یعنی آنچه را که می بیند ، می پذیرد . آنچه را که به تجربة حسی ؛ اعم از باصره ، سامعه یا حواس دیگر احساس می شود ، می پذیرد ؛ وگرنه نمی پذیرد . همین تفکّر اسرائیلی ها که در زمان موسای کلیم (سلام الله علیه) داشتند ؛ که به موسای کلیم عرض کردند : لَنْ نُؤمِنَ لَکَ حَتّی نَرَی اللهَ جَهرِه

امام (رضوان الله علیه) در آن پیام تاریخی این آیه را مطرح کردند ، که عدّه ای می گفتند : ما تا نبینیم ، باور نمی کنیم . لکن راه شناخت تنها حس و تجربه نیست ؛ بلکه عقل هم هست از یک سو ، شهود هم هست از سوی دیگر ، و نقل متّکی به عقل ، یا نقل متّکی به شهود است از سوی سوّم ؛ اینها تقریباًَ محور کلّی پیام امام راحل (رضوان الله علیه) بود .

 

هیات حامل نامه امام خمینی به گورباچف


حضرتعالی فکر می کنید امام با چه اهدافی در آن مقطع این پیام را به گورباچف ارسال داشتند ؟

 

امام از آن جهت که یکی از علمای راستین امامیّه است ، و علمای واقعی وارثان انبیاء و اولیایند ، اَلعُلَماءْ وَرَثَهُ الأنبیاء  ؛ همان سِمتی را که انبیاء داشتند ، مرحلة رقیق و نازلش را علمای مجاهد و راستین دارند . انبیاء که قیام کردند ، منظورشان اصلاح جوامع بشری بود .

اوّلین سخنی که موسای کلیم (سلام الله علیه) با فرعون داشت ، این بود که : أنْ اَدُوا إلَیَّ عِبادَ اللهْ . یا فَأرسِلْ مَعِیَ بَنِی اِسرائیلْ . شما ببینید با آهنگ های گوناگون ، در آیات مختلف ، محور اصلی رهبری موسای کلیم را ذات أقدس إله هدایت مردم و نجات مردم از سلطة طاغی معرّفی می کند . موسای کلیم نفرمود : رود نیل در اختیار ماست ، یا معدن در اختیار ماست ، یا کوه ها در اختیار ماست و مانند آن ! فرمود : افکار مردم ، دلهای مردم امانت های خدایند ، یک . امانت را باید به امین سپرد ، دو . انبیای آسمانی امینُ الله اند ، سه . من یکی از انبیای الهی ام ، چهار . این امانت ها را به من بده ، پنج . این فکر همة انبیاء بود .

و امام راحل (رضوان الله علیه) از وارث ترینْ وارثان این انبیاء است . اگر برخی ها از باب لِلْذَکَرِ مِثلُ حَظِ الاُنثَیَیْن  پیوند شان با انبیاء کمتر است ، نیمی از سهم آنها را ارث می برند ؛ بعضی یک پیوند عمیق تر و ناگسستنی تر هم دارند ، دو چندان ارث می برند . بعضی ها نظیر همین این سهام طبقات وارث ، طبقة اوّل و دوّم و سوّم ؛ بعضی محجوبند ، بعضی محرومند ، بعضی حظّ کمتری می برند ، بعضی حظّ بیشتری می برند . آنکه فرزند راستین انبیاست ، سهم بیشتری از این ارث دارد .

و ایشان فکر می کردند که مردم ایران با جوامع بشری اتّحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی سابق فرقی ندارند . آنها را هم باید نجات داد . و همانطوری که ذات أقدس إله در قرآن کریم به رسولش فرمود : جاهِدِ الَّذِینَ یَلُونَکُمْ مِنَ الکُفّار . اوّل با همسایه هایتان هماهنگ باشید ، با آنها به جهاد فرهنگی و مانند آن بپردازید .

وجود مبارک امام راحل (رضوان الله علیه) هم به پیروی از این آیة الهی ، اوّلین پیام را به همسایة تنگاتنگ شِمالی مان ، یعنی اتّحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی سابق دادند . برای امام ( انسان ) مهم بود . وقتی جامعة ایرانی را به لطف الهی کماکان هدایت کرد ، آنها به ثمر رسیدند ؛ جنگ هشت ساله هم به سود اسلام پایان پذیرفت ، همگان پذیرفتند که حقّ با ایران اسلامی بود ؛ حالا اینها فرا ایرانی می اندیشند . چون انسانی می اندیشند ، اختصاصی به ایران ندارند . فکر کردند که آنها هم برادران انسانی مایند .

و ذات أقدس إله از انسانها به عنوان برادر یاد می کند ؛ چون گاهی انسانها برادر دینی اند ، مثل إنَّمَا المُؤمِنُونَ اِخوَه  . گاهی برادر نوعی اند . می بینید وقتی از هود (سلام الله علیه) سخن می گوید ، یا از صالح سخن می گوید ، می فرماید : وَ إلی عادٍ اَخاهُمْ هُوداً . تعبیر به برادر می کند ، در حالی که آنها کافرند . معلوم می شود در فرهنگ قرآن پیغمبر که موحّد است ، از جهت نوعی برادر کافران است . کافر برادر مسلمان است ، از جهتی که انسان است . گرچه برادر ایمانی نیست . هم دربارة صالح دارد ، هم دربارة هود دارد ، هم دربارة برخی از انبیای دیگر .

در صورتی که انسان ذوب نشود ، آب نشود ، و احساس حقارت نکند‌ ، همان فرهنگ ناب خود را همچنان سرفراز بداند ، که هست ، با این شعاع می تواند از کفار به عنوان برادر یاد بکند . بگوید : آنها برادران وطنی مایند ، یا برادران خاکی مایند ، یا برادران هم خون من اند ، یا برادران نوعی من اند .

به هر تقدیر وجود مبارک امام راحل همان راه انبیا را طی کردند ، برای هدایت همة مردم تحت رنج تفکّر لائیک شوروی سابق ، این پیام را دادند . رسالت انبیاء همین طور بود . وارثان انبیاء هم همین را می اندیشیدند .

 

بفرمائید عکس العمل غیر سیاسی گورباچف و مقامات شوروی در برابر دریافت پیام امام به چه صورت بود ؟ گورباچف و سایر مقامات این کشور چه واکنش سیاسی در قبال پیام داشتند ؟

 

واکنش اینها اوّل متحیّرانه بود . چون اینها این پیام را بعد از پذیرش قطعنامه و پایان جنگ و طلیعة دوران بازسازی کشور دریافت کردند . فکر کردند ایران هشت سال زیر جنگ تحمیلی آسیب های فراوانی دید . الآن دوران بازسازی اوست ؛ فشار اقتصادی دارد . نیازمند به نیروهائی است که در بازسازی و تأمین ساختار ایران همکاری کنند ، هماهنگی کنند . و مقتدر ترین کشور هم غیر از آمریکا ، شوروی است . اینها مثلاً دست نیاز برای ساختن ایران تخریب شده دراز کرده اند !

غالب دست اندرکاران سیاسی شوروی سابق ، پیش بینی شان این بود ؛ حتّی خود جناب گورباچف هم فکر نمی کرد که محتوای پیام دعوت به توحید باشد ! لذا اینها آنچه را که اندیشیدند که چگونه با این نامه برخورد کنند ، بر خلاف در آمد ! چون نامة دعوت الهی بود ؛ که دعوت فرهنگی بود و یک بابِ گفتگوی تمدّن بود در حقیقت .

چون فرمود‌ : اندیشوران تان به مراکز علمی ایران بیایند ، با مکاتب الهی ایران آشنا بشوند ؛ با کلام اسلامی ، با فلسفة اسلامی ، با عرفان اسلامی ، با سائر بخش های علوم اسلامی آشنا بشوند ؛ محاوره کنند ، مفاهمه کنند و مانند آن . این دعوت به حِوار و گفتگو ، همان گفتگوهای تمدّن هاست . معنای گفتگوی تمدّن ها این نیست که ما بیائیم تمدّن را معنا کنیم و گفتگو را معنا کنیم ! همین که اینها مطالبی ارائه می کنند ، دیگری نقد می کند ؛ اینها بیایند ، همین که الآن هست ، نقص ها و کاستی های این را بر طرف کنند ، می شود : « گفتگوی سالم تمدّن ها » .

یعنی غفلت نکنند از آراء دیگران ، یک . آراء دیگران را به حساب بیاورند ، دو . مطلق گرا نباشند ، سه . برخورد ، برخورد منصفانه باشد ، چهار . هرگز در برخوردها نخواهند حرف خودشان را بزنند ، بلکه بخواهند حرف دیگری را هم بشنوند ، بعد ارزیابی کنند ؛ بعد از ارزیابی حرف خود را ارائه کنند ، پنج . اینها می شود گفتگوی تمدّن ها .

اوّل هم از جهان بینی شروع می شود ، بعد انسان شناسی می شود ؛ مسئلة حقوق است ، مسئلة سیاست هست ، مسئلة حقوق زن هست ، عظمت زن هست ، کرامت زن هست ، حقوق کودکان هست و شناخت مرزهای بین الملل و مانند آن . اینها دهها رشته هائی است که تمدّنها در زیر پوشش خود دارند . که امام از آغاز جریانْ مسئلة توحید و علوم انسانی و فلسفه و عرفان و کلام را که بالأخره یک تمدّن مشترکی است ، باب کردند .

آنها چون فکر می کردند دربارة بازسازی ایران تخریب شده است ، مطلبی برای ارائه کردن نداشتند . وقتی این پیام امام (رضوان الله علیه) برای جناب گورباچف خوانده شد و تقریباً این پیام تعلیم شد و نه تسلیم ؛ بعداً که به ایشان داده شد ، ایشان ماندند که در برابر این پیام چه کار بکنند !!

البتّه ادب بین المللی شان محفوظ بود ، یک . خود شخص جناب میخائیل گورباچف ، یک انسان مؤدبی من او را یافتم ، دو . گذشته از رعایت آن آداب بین المللی ، شخص مؤدبی هم بود . لذا در کمال ادب با این پیام برخورد کرد . لکن چون نمی دانست که محتوای این پیام چیست ، جواب نقدی نداشت . مرتّب فکر می کرد که جمله به جمله پاسخ بدهد .

البتّه در یک گزارش طولانی ، به عرض ملّت بزرگوار ایران اسلامی رسید ؛ همان آن دی 67 که این پیام ارسال شد ، گزارش هم داده شد به مردم بزرگوار ایران اسلامی  جناب گورباچف لحظه به لحظه فکر می کرد تا این مطالب را پاسخ بدهد . امّا ادب را حفظ کرد ، و احترام متقابل را حفظ کرد ، ولی واکنشی ارائه نکرد .

 تنها یک واکنش سیاسی در پایان سخنانش بود ؛ چون دید غافلگیر شد و جوابی هم ندارد برای گفتن این پیام ، گفت : این یک نحوه دخالت در امور داخلی کشور ماست . بعد به ایشان گفت که جناب گورباچف ! این هرگز دخالت نیست . از اعماق خاک شوروی تا اوج آسمانهای این فلات در اختیار شماست و بود و کسی هم دخالت به این کارها ندارد . نه در زیر زمین خاکتان ، نه در روی زمین ، نه در آسمان تان ! این پیام با جان شما کار دارد ؛

آیا شما مثل یک درختی هستید که بعد از شصت یا هفتاد سال می پوسید و پژمرده می شوید و دیگر هیچ ؟! مرگ مثل این است که یک درخت می خشکد ؟ یا مثل مرغ باغ ملکوتی هستید که چند روزی قفسی ساخته اند از تن تان ؟ وقتی می میرید ، این قفس تن می شکند و آن مرغ ملکوت پرواز می کند ؛

شما هستید و اندیشه هایتان ، شما هستید و اوصاف تان ، شما هستید و عقائدتان ، شما هستید و یافته هایتان . اینها هرگز معدوم نخواهد شد . جناب گورباچف ! با اینها چه می کنید ؟ این پیام راجع به جان شماست ، راجع به کشور شما نیست . که آن را هم در کمال تأدّب گوش داد . البتّه در آن مراحل نهائی صورتش سرخ شده بود !! یعنی هیچ راهی نداشت برای نفی ، چنین که راهی هم نداشت برای اثبات ! ما هم امیدواریم خدا قلب او و قلب سائر افرادی را که موحّد نیستند ، به توحید ناب روشن بکند إن شآءَ الله ؛ …

 هیاتی به سرپرستی آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی (مدظله) به عنوان یک فقیه و حکیم الهی، و با عضویت دکتر محمد جواد لاریجانی به عنوان یک دیپلمات و خانم مرضیه حدیدچی (دباغ) به عنوان نماد یک زن مسلمان، مبارز و انقلابی نقل از : مصاحبه با حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی (دامت برکاته) پیرامون چگونگی ابلاغ و تحلیل پیام حضرت امام خمینی (ره) به گورباچف  ؛  قم  ـ  مؤسسه تحقیقاتی اسراء   ـ  ۱۳۷۶       

. انتهای پیام /*