کد مطلب: 3460 | تاریخ مطلب: 01/08/1399
  • تلگرام
  • Google+
  • Cloob
  • نسخه چاپی

شهادت آیت الله مصطفی خمینی

شهادت آیت الله مصطفی خمینی

اعلامیه به مسلمین ایران وجهان درباره شهادت مصطفی خمینی

یادبود

‏زمان: 1 آبان 1356 / 9 ذی القعده 1397‏

‏مکان:  نجف‏

‏موضوع: یادداشت تاریخ شهادت آقای سید مصطفی خمینی‏

‏ بسمه تعالی‏

انا لله و انا الیه راجعون

‏در روز یکشنبه نهم شهر ذی القعدة الحرام 1397 مصطفی خمینی، نور بصرم و مُهجَۀ‏‎ ‎‏قلبم، دار فانی را وداع کرد و به جوار رحمت حق تعالی رهسپار شد.‏

‏«اللهم ارحمه و اغفر له و اسکنه الجنه بحق اولیائک الطاهرین ـ علیهم الصلوة و السلام».‏

‎ ‎

صحیفه امام ج3 ص 233

سخنرانی در جمع روحانیون درباره قدرت روحانیت و خدمات علمای شیعه

سخنرانی

‏زمان: 10 آبان 1356 / 18 ذی القعده 1397‏

‏مکان:  نجف ، مسجد شیخ انصاری‏

‏موضوع: قدرت روحانیت و خدمات سیاسی، علمی و مذهبی علمای شیعه‏

‏مناسبت: شهادت آقای سید مصطفی خمینی‏

‏حضار: روحانیون، طلاب، و ایرانیان مقیم عراق‏

‏اعوذ بالله من الشیطان الرجیم‏

‏بسم الله الرحمن الرحیم‏

‏     بنده قبلاً باید از عموم طبقات، طبقات روحانیین در همۀ بلاد، چه عراق، چه ایران،‏‎ ‎‏چه سایر کشورها که اظهار محبت کردند تشکر کنم؛ و چه مراجع اسلام ـ دامت برکاتهم ـ‏‎ ‎‏و چه علمای اعلام بلاد در ایران و در اینجا و در سایر جاها ـ دامت عزتهم ـ و چه خطبای‏‎ ‎‏عظام و چه طبقۀ محصل، دانشگاهی یا غیر دانشگاهی؛ و چه کسانی که از خارج کشور،‏‎ ‎‏مثل امریکا و اروپا و هندوستان و سایر جاها، اظهار محبت کرده اند؛ از همۀ آقایان تشکر‏‎ ‎‏می کنم و توفیق و سلامت همه را از خداوند تعالی مسئلت می کنم. و اگر من در این‏‎ ‎‏جلساتی که آقایان اظهار محبت می کنند و تشکیل می دهند، نتوانم در همه اش شرکت‏‎ ‎‏کنم یا نتوانم در بازدید آقایان با این سن پیری بروم، از همه تشکر می کنم و از همه عذر‏‎ ‎‏می خواهم و امید است که آقایان عذر من را بپذیرند.‏

الطاف خفیه الهی

‏     اینطور قضایا‏‏ مهم نیست خیلی، پیش می آید. برای همۀ مردم پیش می آید. و‏‎ ‎‏خداوند تبارک و تعالی الطافی دارد ظاهر و الطافِ خفیه. یک الطاف خفیه ای خدای‏ ‏تبارک و تعالی دارد که ماها علم به آن نداریم، اطلاع بر او نداریم. و چون ناقص هستیم از‏‎ ‎‏حیث علم، از حیث عمل، از هر جهتی ناقص هستیم، از این جهت در اینطور اموری که‏‎ ‎‏پیش می آید جزع و فزع می کنیم، صبر نمی کنیم. این برای نقصان معرفت ماست به مقام‏‎ ‎‏باری تعالی. اگر اطلاع داشتیم از آن الطاف خفیه ای که خدای تبارک و تعالی نسبت به‏‎ ‎‏عبادش دارد ‏و اِنَّهُ لَطیفٌ عَلی عِبادِهو اطلاع بر آن مسائل داشتیم، در اینطور چیزهایی که‏‎ ‎‏جزئی است و مهم نیست اینقدر بی طاقت نبودیم؛ می فهمیدیم که یک مصالحی در کار‏‎ ‎‏است، یک الطافی در کار است، یک تربیتهایی در کار است.‏

دنیا، معبر آخرت

‏     این دنیا دنیایی است که عبور از آن باید بکنیم ما؛ دنیایی نیست که در اینجا ما زیست‏‎ ‎‏کنیم. این راه است؛ این صراط است که اگر توانستیم مستقیماً این صراط را طی کنیم،‏‎ ‎‏همان طوری که اولیای خدا طی کردند ـ «جُزْنا وَ هِیَ خامِدَة»‏‏ اگر توانستیم که از این‏‎ ‎‏صراط به طور سلامت عبور بکنیم، سعادتمندیم. و اگر خدای نخواسته در اینجا، در این‏‎ ‎‏راه، لغزش داشته باشیم در آنجا هم همین لغزش ظهور پیدا می کند، در آنجا هم موجب‏‎ ‎‏لغزشها می شود، موجب گرفتاریها می شود. از خدای تبارک و تعالی مسئلت می کنم که ما‏‎ ‎‏را بیدار کند؛ ما را به آن الطافی که خفی است و ما مطلع بر آن نیستیم، ما را بر آنها مطلع‏‎ ‎‏بفرماید تا اینکه ما هم مثل اشخاصی که معرفت دارند به مقام ربوبیت، معرفت دارند به‏‎ ‎‏مدارج انسانیت، و دنیا را مد نظرشان نمی آورند، استقلال به آن نمی دهند، مآرب‏‏دنیایی شان تحت نظرشان نیست مستقلاً، و اینجا را طریق می دانند از برای جاهای دیگر،‏‎ ‎‏از برای سعادتهای بزرگ دیگر، اگر ما هم ان شاءالله توفیق خدا بدهد و ما هم برسیم به‏‎ ‎‏یک همچو مرتبه ای، آن مرتبه هایی که ما نمی توانیم ادراکش بکنیم، نمی توانیم در این‏‎ ‎‏عالم که هستیم بفهمیم چه مدارجی است، چه عوالمی است. چه بساطی است این بساط‏

‏دنیا؛ چشممان را همه اش را باز کردیم و این دنیایی که به حسب روایت ـ ‏ما نَظَرَالله ُ اِلَیْهِ مُنْذُ‎ ‎خَلْقِه ـ به عالم اجسامْ (در روایت هست که) نظر لطفْ خدای تبارک و تعالی‏‎ ‎‏نکرده است ـ ‏مُنْذُ خَلْقِهِ‏ ـ با اینکه این عالم اجسام و این عالم طبیعت، آنطوری که تا حالا‏‎ ‎‏ادراک کرده اند، تا حالا کشف کرده اند، محیرالعقول است؛ عقول ماها به آن نمی رسد.‏‎ ‎‏آنقدری که تا حالا فهمیده اند، و ماعدایش هم اِلی ماشاءالله هست که کسی دستش به‏‎ ‎‏نورش نمی رسد، ستاره هایی هست که نورشان شش بیلیون سال، شش بیلیون سال‏‎ ‎‏نورشان به زمین می رسد. این عدد را تفهّمش نمی توانیم بکنیم. در بعضی نوشته ها هست‏‎ ‎‏که بعضی از ستاره ها اگر جوفش را باز کنند پانصد میلیون شمس در آنجا جایش می شود.‏‎ ‎‏و بعضی از ستاره ها هست که اگر در مرکز شمس بگذارند، تا زمین می آید؛ ‏‏[‏‏اینقدر‏‏]‏‎ ‎‏بزرگی اش هست. این پهناوری که عقول به آن نمی رسد، کسی نمی تواند بر آن اطلاع‏‎ ‎‏پیدا کند، اینها همه اش عالم «دنیا»ست؛ عالم پست است. بعضی از اهل معرفت می گفتند‏‎ ‎‏اینکه این عالم را «دنیا»‏‏ گذاشته است اسمش را، برای این که خجالت می کشد واقع این‏‎ ‎‏قضیه را ـ واقع دنیا را بفرماید؛ از این جهت همین با همین اسم به «دنیا» تعبیر کرده است.‏‎ ‎‏این عالم با این پهناوری، با این بساط، عالم «دنیا»ست. این آسمانها با همۀ چیزهایی که تا‏‎ ‎‏حالا کشف شده است ـ به حَسَب لسان قرآن ‏زَیَّنّا السَّماءَ الدُّنیا بِزینةٍ الکواکب‏»؛ آسمان‏‎ ‎‏«پایین»، پایینِ اینکه همه تا حالا کشفش کرده اند؛ اینها همه در لسان قرآنْ آسمان «پایین»‏‎ ‎‏است. این آسمانهای بالا را باز کشف نکرده اند که چه خبر است ـ در عین حال به حسب‏‎ ‎‏روایت: ‏ما نَظَرَ إلَیْهِ نَظَرَ لُطْفٍ مُنْذُ خَلْقِهِ‏؛ و به حَسَب قرآن هم که «متاع» اسمش باشد حیات دنیا.‏‎ ‎‏حیات آخرتْ حیات است، زنده است. اینجا زندگی نیست، مردگی است اینجا. حیات‏‎ ‎‏آخرتْ حیات است ـ دارِ آخرتْ‏ لَهِیَ الْحَیَوان.‏ ما اطلاع نداریم در آن.‏

.....

. انتهای پیام /*