معرفی اساتید ، شاگردان ویاران امام خمینی (س) 1) شیخ محمّدرضا نجفی


معرفی اساتید ، شاگردان ویاران امام خمینی (س) مدفون در تخت فولاد هم زمان با برگزاری نمایشگاه "هزار جلوه افلاکیان"

کد : 3361 | تاریخ : 26 مرداد 1398

شیخ محمّدرضا نجفی

علاّمه فقیه اصولی متکلّم و ادیب شاعر ریاضی دان، از نوابغ روزگار و مفاخر علمی شیعه و مدرسین بزرگ حوزه علمیة اصفهان.

  تولّد و خاندان؛ وی در روز 20 محرّم 1287 در نجف اشرف متولّد شد. پدرش فقیه عارف شیخ محمّد حسین اصفهانی و مادرش دختر سید محمّدعلی معروف به آقا مجتهد فرزند فقیه محقق سید صدرالدین عاملی است. مادر پدرش دختر سید صدرالدین عاملی، همسر حاج شیخ محمّدباقر نجفی، است و مادر مادرش دختر سید محمّد باقر شفتی، همسر سید محمّدعلی آقا مجتهد، است.

 جدّش حاج شیخ محمّد باقر نجفی و جدّ اعلایش محقق نامدار حاج شیخ محمّدتقی رازی، صاحب «هدایة المسترشدین»، شاگرد برجسته و داماد شیخ الطائفة شیخ جعفر نجفی است.

پدرش تحصیلات علوم دینی را نزد پدر خود آغاز کرد. در نوجوانی به عتبات عالیات هجرت نموده و در نجف اشرف نزد شیخ راضی نجفی، حاج میرزا حبیب الله رشتی و میرزا باقر شکی و دیگران به کسب فیض پرداخت و در سامرا نزد میرزا حسن شیرازی تحصیلات خود را تکمیل نمود و به مقام اجتهاد رسید. سپس به اصفهان مراجعت نموده و به تدریس و ترویج دین و حل مشکلات مردم مشغول شد؛ اما چندی نگذشت که ترک محراب و منبر و تدریس نمود. انقلابی در درون او باعث شد که از ریاست و عناوین دنیوی به یکباره کناره گیری کند و به تکمیل نفس و ریاضت بپردازد. او در اواخر سال1300ق به همراه پدر به نجف بازگشته و پس از وفات پدر بقیة عمر خویش را در نجف اشرف به عبادت و ریاضت گذراند. از وی آثار چندی برجای مانده است.

تحصیلات؛ شیخ محمّدرضا نجفی در سن ده سالگی از نجف اشرف به اصفهان رفت و پس از سه سال اقامت در آنجا، در سال 1300ق به همراه پدر بزرگوار و جدّ عالی مقدارش به نجف اشرف مراجعت نمود. جدّش حاج شیخ محمّدباقر نجفی در سوم ماه صفر 1301ق و پدرش شیخ محمّدحسین نجفی در اول محرّم 1308ق وفات یافتند.

وی تا سال 1333ق در آن شهر مقدّس به کسب علوم و فضائل پرداخت و پس از وصول به مقامات عالیة علم و اجتهاد و تبحّر در فنون شعر و ادب و کسب اجازات روایتی و اجتهاد به اصفهان مهاجرت نمود و به ترویج و تدریس و اقامه جماعت و ارشاد و هدایت مردم و دیگر شؤون روحانیت پرداخت.

اساتید؛ شیخ محمّدرضا نجفی در نجف اشرف از محضر بسیاری از بزرگان علم و فضیلت و ادب استفاده نموده و در دو شرح حال خود نوشت که از ایشان در دست است به نام آنان اشاره کرده است: 1. سید ابراهیم تنکابنی قزوینی؛ علاّمه نجفی در سنین قبل از بلوغ نزد ایشان مراحل عالی علم نحو را به صورت خارج فراگرفت. 2. شیخ محمّد حسین نجفی؛ 3. میرزا فتح اللّه شیخ الشریعه اصفهانی؛  4. آخوند ملاّ محمّدکاظم خراسانی؛5. آقا سید محمّدکاظم یزدی؛6. سید اسماعیل صدر؛ 7. سید محمّد فشارکی اصفهانی؛ 8. حاج میرزا حسین نوری؛ نجفی علوم حدیث را از محضر وی آموخته و در سال 1320ق در کربلای معلی از او به اخذ اجازه نقل حدیث نایل گشته. 9. ملاّ علی نهاوندی؛

  1. حاج آقا رضا همدانی؛ علامه نجفی در کتاب «نجعة المرتاد» از او با تعبیر «شیخنا الفقیه» نام برده است . 11. ملاّ حسینقلی همدانی12. سید مرتضی کشمیری؛ 13. ملا علی محمّد نجف آبادی 14. حاج میرزا حبیب اللّه ذوفنون اراکی؛ عالم جامع و فیلسوف و منجم معروف که علاّمه نجفی علوم ریاضی و هیئت را از او فراگرفته است. 15. سید جعفر حلّی؛ شاعر شهیر و نابغه ادیب، صاحب دیوان «سحر بابل».  

مشایخ اجازه؛ شیخ محمّدرضا نجفی از مشایخ ذیل اجازه نقل حدیث دریافت نموده است: 1. حاج میرزا حسین نوری؛ 2. میرزا فتح الله شیخ الشریعه اصفهانی؛ 3. سید مرتضی کشمیری؛ 4. سید حسن صدر کاظمی؛ 5. سید محمّد قزوینی حلّی؛ 6. سید حسین قزوینی حلّی؛ 7. شیخ محمّد باقر بهاری همدانی.

معاشران و مباحثات علمی؛ دوران تحصیل فقه و اصول علامه نجفی نزد استادان بزرگ نجف به مدت 16 سال (از سال 1300 تا 1316ق ) طول کشید و پس از آن، دوران مباحثات و مذاکرات علمی وی با فضلای آن دیار در جلسات منظم و مستمر شروع شد و تا سال (1333ق) به مدت 17 سال به طول انجامید. در این مدت طولانی عالمان و فقیهان صاحب نامی در جلسات علمی با علامه نجفی به طور منظم شرکت می کردند. دوران مباحثات علمی علامه نجفی با فقیهان نجف اشرف، در واقع دوران شکوفایی علمی او است. برخی از معاشران و هم بحثان علامه نجفی عبارتند از: 1. میرزا محمّدحسین نائینی؛ 2. حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی؛3. میر سید علی مدرس نجف آبادی؛4. شیخ حسن کربلایی اصفهانی؛ 5. حاج میرزا مصطفی تبریزی؛ 6. سید محمّدباقر طباطبائی؛ 7. شیخ محمّدجواد بلاغی.

بازگشت به اصفهان؛ شعله های آتش جنگ جهانی دوم که از اروپا شروع شده بود، آسیا را نیز فرا گرفته و عراق نیز از آثار شوم این جنگ طولانی بی نصیب نبود. سایه سیاه این جنگ به صورت قتل، غارت و ناامنی بر شهرهای این کشور افکنده شده بود، به گونه ای که تاب و تحمل آن برای مردم بسیار سخت شده و موجب مهاجرت عده ای از علما از عراق شد. علامه نجفی که در سال های آخر اقامت خود در عتبات، ساکن کربلای معلی شده بود، در اواخر سال 1333ق با حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی همسفر شده و به سمت ایران آمد. وی در اراک از رفیق شفیق خود جدا شد و در اول محرم 1334ق به اصفهان رسید و مورد استقبال مردم و عالمان و خواص شهر اصفهان قرار گرفت و تا آخر عمر در آن اقامت گزید.

درآن زمان زعیم دینی اصفهان حاج آقا نوراللّه اصفهانی، عموی او، بود که خدمات دینی و اجتماعی و مساعی جمیله او در نهضت مشروطه خواهی ایران در تاریخ ثبت است.

 وی در ابتدای ورود شیخ محمّدرضا تمامی مناصب شرعی خود، از قبیل اقامه جماعت و تدریس و وعظ و غیره را به او سپرد و در تعظیم و ترویج از او نهایت اهتمام را به کار برد. طلاب علم نیز پروانه وار گرد وجود منور آن عالم بزرگ جمع گشته و به استفاده از منبع سرشار علوم او مشغول شدند.

 

 مقامات علمی نجفی از دیدگاه بزرگان؛ وی از اجلة علمای عصر خود، و فقیهی اصولی حکیم متکلّم ریاضی عروضی، جامع معقول و منقول، حاوی فروع و اصول و شاعری ماهر بود.

عموم کسانی که علاّمه نجفی را دیده اند، او را به جامعیت و عظمت علمی ستوده اند. از جمله: 1. امام خمینی، رضوان اللّه علیه، که در دوران اقامت علاّمه نجفی در قم از محضر او استفاده کرده و از او اجازه نقل حدیث دریافت نموده در آغاز اثر بی همتا و ارجمند خود «شرح چهل حدیث» می نویسد: «اخبرنی اجازة مکاتبة ومشافهة عدة من المشایخ العظام والثقات الکرام. منهم: الشیخ العلامة المتکلم الفقیه الاصولی الادیب المتبحر الشیخ محمّدرضا آل العلاّمه الوفی الشیخ محمّدتقی الاصفهانی، ادام الله توفیقه، حین تشرفه بقم الشریف».

  1. سید شهاب الدین مرعشی نجفی استاد ارجمند خود را از نوابغ روزگار در ادبیات و فقه و ریاضی و دیگر علوم دانسته و از او با لقب مجموعه فضائل، گنجینه علوم و کعبة ادبا و فقها و مفسّرین و محدّثین و متکلّمین و ریاضیین نام می برد و در «المسلسلات» می نویسد: «من روزگاری دراز با او معاشرت داشتم، جز نیکی از او ندیدم و محبّت و اخلاصم به او روز به روز بیشتر می شد».

 ایشان از استاد خود با عنوان: «پروردگار شعر و ریاضی و فقه و حدیث و بیشتر معارف در زمان خود» یاد کرده و می نویسد:« او از بزرگان و ارکان روزگار است و سزاوار است که از اطراف و اکناف برای استفاده از او بار سفر بسته شود؛ ولی افسوس که او در سرزمینی واقع شده که ارزشی برای علم و دانش قائل نیستند».

خصوصیات اخلاقی؛ شیخ محمّدرضا نجفی علاوه بر فضایل علمی به مکارم اخلاقی نیز آراسته بود. وی در نجف اشرف از محضر پرفیض فقیه اخلاقی آخوند ملاّ حسینقلی همدانی بهره برده بود. بسیار خوش اخلاق، خوش محاوره، شوخ طبع و لطیفه گو بود و چنان که سید مصلح الدین مهدوی می نویسد: «در معاشرت و حسن خلق بر بسیاری از معاصرین خود امتیاز داشت».

تألیفات؛ 1. «اداء المفروض»، در شرح ارجوزة عروض منظوم سرودة دوست ادیبش میرزا مصطفی تبریزی.

  1. «استیضاح المراد من الفاضل الجواد»،
  2. «رسالة امجدیه»، 4. «الایراد و الاصدار »،
  3. تعریب رساله «سیر و سلوک» ، 6. «جلیة الحال»، در دو مسأله وضع و استعمال،
  4. «حاشیه بر شرح دیوان متنبّی»، 8. حواشی بر «روضات الجنات»،

 9.« حلی الدهر العاطل»،

  1. «ذخائر المجتهدین»، در شرح کتاب«معالم الدین فی فقه آل یاسین»
  2. رد بر کتاب «فصل القضا»، رساله «فصل القضا فی عدم حجیة فقه الرضا» نوشتة سید حسن صدر است.
  3. «الروض الاریض»،
  4. «الروضة الغناء، فی تحقیق معنی الغناء».

14.« السیف الصنیع لرقاب منکری علم البدیع».

  1. «العقدالثمین»، در جواب سؤالات فقهی شیخ شجاع الدین
  2. «غالیة العطر»، فی حکم الشعر. 19.«نجعة المرتاد»، در شرح رساله فقهی «نجاةالعباد» شیخ محمّد حسن صاحب «جواهر»
  3. «نقد فلسفة داروین». مشهورترین اثر علمی نجفی که آن را در دوران جوانی نگاشته است.

  21.« النوافج و الروزنامج»،

  1. «وقایة الاذهان و الالباب، و لباب اصول السنّة و الکتاب».

  تدریس در قم؛ شیخ محمّدرضا نجفی در سال 1346ق در قیام حاج آقا نوراللّه اصفهانی که به عنوان اعتراض به اقدامات غیر اسلامی دولت به قم مهاجرت نمودند، به همراه عده ای دیگر از علمای بزرگ اصفهان به قم رفته و به مدّت شش ماه در حوزه علمیه قم به اصرار مؤسس بزرگوار آن حاج شیخ عبدالکریم حائری به تدریس پرداخت. آیة اللّه مؤسس، عظمت خاصّی برای او قائل بود و او را شیخ بهائی زمان می دانست.

 حضرت امام خمینی، رضوان الله علیه، از ایشان نقل فرموده که اگر شیخ محمّدرضا ذوفنون نبود، شیخ مرتضای انصاری زمان بود.

شیخ محمّدعلی اراکی نیز از آیت اللّه حائری نقل کرده که ایشان فرموده بود: «به اعتقاد من آقای شیخ محمّدرضا اوّل فاضل در کره زمین است و از او بالاتر نیست».

 به نوشته میرزا محمّد ثقفی (از شاگردان و مجازین از علاّمه نجفی): « در اوّل ورود علاّمه نجفی به قم، آیت اللّه حائری در منبر پس از توصیف مقامات عالیه ایشان در حد اعلی، فرمود: من هم از ایشان اجازه (نقل حدیث) دارم».

 عده ای از طلاّب فاضل آن زمان که بعداً هریک به مقامات بلند علمی و دینی نایل شدند از محضر علامه نجفی استفاده کرده یا از او مجاز گردیدند. از جمله سید احمد شبیری زنجانی؛ سید احمد خوانساری؛ حاج میرزا خلیل کمره ای؛ سید محمّدرضا گلپایگانی؛ سید علی اکبر برقعی قمی؛ سید شهاب الدین مرعشی نجفی و سیّد روح الله خمینی.

تدریس در اصفهان؛ نجفی از سال ورود به اصفهان (1334ق) تا سال وفات (1361ق) به مدّت 27 سال به تدریس دروس عالی فقه و اصول پرداخت و شاگردان بسیاری را تربیت نمود.

 وی در دوران خفقان رضاخانی نیز دست از تدریس برنداشت و در منزل به انجام این وظیفه دینی پرداخت. بدون شک حوزة علمیة اصفهان مرهون همّت بلند آن بزرگ مرد است و با تلاش بی دریغ او و برخی دیگر از علمای آن زمان حوزه کهن سال اصفهان از فروپاشی نجات یافت و خیل عظیمی از فضلا در آن پرورش یافتند.

 وی قبل از ظهرها در مسجد نو بازار و عصرها در مدرسة صدر بازار اصفهان و در سال هایی که حکومت رضاخانی عرصه را بر روحانیت تنگ کرده بود، در منزلش به تدریس اشتغال داشت و هیچ گاه دست از نشر معارف دینی بر نداشت و حتی در سخت ترین شرایط به تربیت شاگردان پرداخت.

 ایشان به جز ایام درسی، روزهای پنجشنبه و جمعه نیز در منزل به تدریس احادیث اهل بیت، علیهم السلام، و تبیین معارف معصومین می پرداخت که جمعی از فضلا از جمله آیت الله شیخ مرتضی مظاهری در آن شرکت می کردند.

 آقا بزرگ تهرانی در این باره می نویسد: «وکان للطلاب علیه زحام غریب وقد تخرج علیه جمع من الافاضل و الاعلام. و کان محبوبا عند سایر الطبقات لبشاشة وجهه و حسن اخلاقه و ظرافته. اما تدریسه فقد ولع به الکثیرون لبلاغة تعبیره و حسن تقریره و لجامعیته ایضا فقد کان یشفع اقواله بالادلة والاستشهاد باشعار العرب والفرس واقوال اللغویین والاکابر من السلف. و مع تلک المکانة العلمیة والشهة لم تکن حالته المادیة علی ما یرام فکان غیر مرتاح دائما کما کان یبدو ذلک من مکاتیبه لی».

شاگردان؛ از میان یکصد نفر از شاگردان او که تاکنون مشخص شده و در اصفهان از محضر وی استفاده نمودند برخی عبارتند از: میرزا محمّدابراهیم نواب؛سید ابوتراب مرتضوی درچه ای؛ میرزا ابوالحسن قهی؛ شیخ ابوالقاسم اشراقی؛ شیخ ابوالقاسم نورایی سدهی؛ سید احمد مقدس بیدآبادی؛ سید اسدالله مستجاب الدعواتی؛ شیخ احمد فیاض سدهی؛ شیخ اسماعیل گزی؛ سید اسماعیل هاشمی؛ شیخ اسماعیل کلباسی؛ شیخ امان الله کوجانی؛ حاج امیر آقا فلاورجانی؛ سید محمّدباقر آیت اللهی؛ شیخ محمّدباقر نجفی؛ شیخ محمّدباقر کمره ای؛ سید محمّدباقر رجائی؛ شیخ محمّدباقر امینی نطنزی؛ سید جلال الدین فارقلیطی؛ شیخ محمّدجواد اصولی فریدنی؛ سید حسن علوی خوراسکانی؛ سید حسن مدرس هاشمی؛ شیخ محمّدحسین فاضل کوهانی؛ شیخ محمّدحسین شریعت هرندی؛ سید محمّدحسین مهدوی اردکانی؛ سید حسین موسوی بیدآبادی؛ شیخ حیدرعلی صلواتی؛ شیخ داود مصاحبی نائینی؛ سید محمّدرضا خراسانی؛ شیخ مصطفی ارسطویی؛ شیخ نورالدین اشنی قودجانی و شیخ هبة الله هرندی.

 اجازات؛ علاّمه نجفی به عدّه زیادی از علما و فضلای زمان اجازه اجتهاد یا نقل روایت داده است که تعداد قابل توجهی از این اجازات جمع آوری شده است. که از آن جمله میرزا محمّد ثقفی و میرزا عطاءالله فقیه امامی را می توان اشاره کرد.

وفات؛ سرانجام علاّمه نجفی در بامداد روز یکشنبه 24 محرّم 1362ق پس از عمری پربار که در ترویج شریعت مطهره و تحقیق و تدریس در فقه اهل بیت، علیهم السلام، طی کرد وفات یافت و پس از تشییعی عظیم در تکیة مادرشاهزاده مدفون گردید.

میرزا حسن خان جابری می نویسد: «رحلت حجة الاسلام آقا شیخ محمّدرضا، که به خاندان مرحوم حجة  الاسلام حاج شیخ محمّدباقر در این اواخر،

 سه روز در وفاتش بازارها و محاضر علمی بسته بود. اندک زمانی نگذشته بود که حجت الاسلام آقای سید علی مدرس نجف آبادی، مدرّس معقول و منقول از دنیا گذشته؛ چون آن بزرگ در فقه و اصول استاد، و در تقوا و قناعت از امجاد بود و خاصّ و عام را به او اراداتی در نهاد، چند روزی تعطیل مدارس و مجالس شد و از خرد و بزرگ تشکیل دسته های عزاداری به هر محله جالس، بنده هنوز از بستر بیماری برنخاسته و اندوه وحید[دستگردی] و آقا شیخ محمّدرضا را داشته که به زاری و سوگواری آن بزرگ نشسته» 

 

انتهای پیام /*