خِرقۀ فقر

بر دَر میکده ام دست فشان خواهی دید‏

‏‏پای کوبان، چو قلندرمنشان خواهی دید‏

‏‏باز سرمست از آن ساغر می خواهم شد‏

‏بیهُشم مسخرۀ پیر و جوان خواهی دید

کد : 3243 | تاریخ : 30 آذر 1399

خِرقۀ فقر‏

‏‏بر دَر میکده ام دست فشان خواهی دید‏

‏‏پای کوبان، چو قلندرمنشان خواهی دید‏

‏‏باز سرمست از آن ساغر می خواهم شد‏  

‏بیهُشم مسخرۀ پیر و جوان خواهی دید‏

‏‏از در مدرسه و دیر بُرون خواهم تاخت‏  

‏عاکف سایۀ آن سرو رَوان خواهی دید‏

‏‏از اقامتگه هستی به سفر خواهم رفت‏  

‏به سوی نیستیم رخت کشان خواهی دید‏

‏‏خرقۀ فقر به یکبٰاره تُهی خواهم کرد‏  

‏ننگ این خرقۀ پوسیده عَیان خواهی دید‏

‏‏بٰاده از ساغر آن دلزده خواهم نوشید‏

‏‏فارغم از همه ملک دو جهان خواهی دید

انتهای پیام /*