شرح دعای مکارم الاخلاق / گفتار دوازدهم

کد : 2547 | تاریخ : 15 آبان 1397

گفتار دوازدهم. تصحیح یقین و اصلاح امور

حضرت سیدالساجدین (علیه السلام)، در بخش دیگری از دعای مکارم الاخلاق، از خدای رحمان می خواهد که توفیق حفظِ یقین و تنزیه آن از شک را به ایشان عطا کند: «و صحح بما عندک یقینی».

درباره یقین و چگونگی شرایط و انواع آن در گفتار هشتم مطالبی ذیل آیات و روایات بیان کردیم و گفتیم که یقینِ کامل، جز با عنایت و لطف خاص پروردگار حاصل نمی شود؛ در این گفتار اما از علائم یقین و صحت آن سخن خواهیم گفت.

امام صادق(علیه السلام) در قدر و منزلت یقین می فرماید: «ما من شیء اعزّ من الیقین» (کافی/ ج2/ ص50)؛ هیچ چیز از یقین عزیزتر نیست. همچنین پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از جبرئیل امین درباره تفسیر یقین نقل کرده است که «الموقن یعمل لله کانه یراه» (بحارالنوار/ ج74/ ص20)؛ یعنی انسانِ صاحب یقین به گونه ای برای خدای رحمان کار و فعالیت می کند که گویی معبود را مشاهده است.

در توضیح عبارتِ «بما عندک» در این فراز از دعای شریف مکارم الاخلاق، برخی گفته اند که خدا از طریق قدرت و لطف و عنایتش، یقین بندگان را تصحیح کرده و آن را از عیوب تنزیه می کند؛ بعضی دیگر نیز این عبارت را چنین معنا کرده اند که پروردگار، یقینِ بنده اش را از آنچه از نفع و زیان نزد اوست، تصحیح کند؛ به گونه ای که بنده نه به غیرِ حضرت حق امیدوار باشد و نه به غیرِ او، خشیت ورزد. (ریاض السالکین/ ج3/ ص291)

در باره معنای «صحت یقین» می توان گفت که مؤمن، اعتقاد راسخ قلبی داشته باشد و برایش مکشوف شده باشد که فاعلِ مطلق و قادرِ تام و مسبب الاسباب خداست و همه اسباب و مسببات به ید قدرت حضرت احدیت بازمی گردد و به این اطمینانِ کامل رسیده باشد که به غیرِ خدا نمی توان التفات و اعتمادی داشت و همه توجه خود را به وجه خدای سبحان معطوف دارد. (ر.ک: ریاض السالکین/ ج3/ ص291)

باید به این نکته توجه داشت که این گونه عنایات (ایمان کامل، یقین صحیح، اعمال نیکو و...) را تنها در منبع مطلق فیض و ذات مقدس حق می توان دست یافت و تنها از او مسألت کرد؛ همین که مؤمن این حاجات را از حضرت پروردگار بخواهد، گواهی بر این حقیقت است که او تنها خدا را مسبب الاسباب می داند و این حاجت مندی و دستِ نیاز به درگاه خدای سبحان بردن، می تواند نشانی از وجود ایمانِ قوی و یقینِ صحیحِ در انسان مؤمن باشد.

امام سجاد (علیه السلام) در بخش پایانی این فراز، از خدا ی رحمان می خواهد که آنچه در وجود او از مسیر مستقیم خارج شده و به فساد گراییده، به قدرت بی کران خود اصلاح فرماید: «و استصلح بقدرتک ما فسد منی».

مرحوم سید علی خان کبیر شارح صحیفه سجادیه، در توضیح معنای «استصلح» می گوید:«استصلح در اینجا به معنی طلبِ صلاح نیست. همانگونه که زمخشری می گوید، اوامر و نواهی برای استصلاح بندگان است. پس با ارسال رُسُل و دستورات دینی،  طلبِ صلاح برای جمع بندگان از طرف خدا واقع شده است. بلکه بدین معناست که از خدا درخواست شده تا زمانی که بنده از فساد خارج نشده و به مسیر درست وارد نشده، لطف و عنایتش را در حق بنده دوام بخشد. منظور دعا نیز همین است: خدایا! به من لطف فرما تا آنچه به اشتباه رفته ام، جبران کرده و به راه صحیح بازگردم».(همان/ ص292)

توجه به این نکته ضروری است که این اصلاح می تواند، ترمیم و تصحیح همه کژی و کاستی های جسم و روح انسان را در بر بگیرد و به اِن ترتیب از خدا خواسته ایم که با عنایت خود، در همه احوال مواظب و مراقب و دستگیرمان باشد و لحظه ای ما را به خود وانگذارد. الهی آمین!

انتهای پیام /*